تبليغاتX
Love Story

Love Story

وقتی عاشق شوی رازدلتو گفته،که نه،داد بزن

جنی: خبر خبر

 

سلام، سیلام، سلام صد سلام به عزیز دلم و دوستای گلم

خبر خبر خبر خبر

من و الیورم داریم می ریم کیش.

حالا فعلا می رم، بعداً میام و کامل تر براتون می نویسم

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 فروردین1389ساعت 11:18  توسط oliver & jeni  | 

سال نو مبارک....

 

سلام بابا جونم

پیشاپیش سال نو رو بهت تبریک می گم

قربون بابایی خودم برم، مهندسم، الیورم دانشگاه قبول شده و چهاردهم باید بریم و کارای ثبت نامشو انجام بدیم خیلی خوشحالم، خدایا شکرت 

 دیروز، یعنی روز پنج شنبه، آخرین دیدار من و الیور در سال ۸۸ بود

این عکسو نگاه کنید، این هفت سین من و الیور هستش، خودمون پهنش کردیم

سفره هفت سینتون آماده هست؟ سفره ما که آماده هست و پهن شده هفت سین، با دو سین که مهمترین و اصلی ترین سین های سفره ما هست، سین من و الیورم (ســـ ... و ســـ ...)

انشاالله که روزی بشه که این هفت سینو رو تو خونه خودمون پهن کنیم

حالا بگید عیدیاتونم گرفتید؟ از عشقتون چی کادو گرفتید؟ من که دلتون بسوزه الیورم، عیدی یه ایران چک ۱۰۰ تومنی بهم داد، البته باید بگم که الیورم می خواست برام نیم سکه یا ... بگیره که به علت تعطیل بودن مغازه ها، نرفتیم.

بابایی ممنون، تو خیلی منو خجالت می دی. منم عیدی به بابا الیورم یه سِت لباس زیر + جوراب دادم. که ببخشید می دونم خیلی خیلی کم بود، تو همیشه بهترین کادوها رو بهم دادی، ممنون

سر سفره، من و الیورم هم دعا کنید

الیوری ایشاالله که سال ۸۹ سال خوبی برات باشه

     

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الا احسن الحال

قِر نوشتــــ:  

اسپیکرتون روشنه؟ روشن کنید و آهنگ عید اومده وبلاگ ما رو گوش کنید

الیور و جنی در حال قِر دادنشما هم بیاید کمک و با هم قِر بدیم

پی نوشتـــ :

۱. الیورم برای پنج شنبه کلی به خودش رسیده بودن، چهارشنبه شب رفته بودن آرایشگاه، برای روز پنج شنبه کت و شلوار پوشیده بود عزیزم  

۲.  Silent بودنمو ثبت میــ کنمــــ  

+ نوشته شده در  جمعه 28 اسفند1388ساعت 11:26  توسط oliver & jeni  |